تبليغاتX
.
 

بگذار گاهي

درختان هم برهنه شوند

هرچند دريا

در دوردست‌ها

می خوابد

 عاشقانه های شاهنامه:سیاوش و سودابه

 زمین از چشمان یک پرنده

رابطه سینه زنان با سکته قلبی درمردان!

طرحهای شگفت انگیز بال پروانه ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 20:2 توسط نام من نقطه است. |

روزی روزگاری پلنگی به نام پادرو فرزند خود به نام گوگولی رو می برد شهربازی جنگل در میان راه به 8 گراز وحشی برخورد می کند............ ادامه داستان با شما
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 15:0 توسط نام من نقطه است. |

جبلي امروز كنار ميزم وايساده بود و نمي‌رفت. قبلا ازم پرسيده بود خانوم شما چي مي‌خوايد؟

گفتم يني چي چي مي‌خوام؟

گفت مادرم داره مكه مي خواد براتون سوغاتي بياره

خنديدم. خب من هرهديه‌اي بهم بدن قبول مي‌كنم

-         خب چي دوست دارين؟

آخه به شاگردم بگم مادرش چي واسم از مكه بياره؟

فكر كردم دلم مي خواد چشام به كعبه بيفته

گذشت

گذشت

گذشت تا امروز

كنار ميزم وايساد بعد از حاضر و غايب و بچه ها بهش گفتن بشينه گفت كار دارم

بعد دستاشو باز كرد

يه تسبيح مرواريد صورتي توي دستش بود و گقت:

-         مامانم برات از مكه آورده

چقدر زيبا بود

و من اونو به بچه‌ها نشون دادمو و كمي پز دادم!

+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 10:40 توسط نام من نقطه است.